تبليغاتX
پلاک8

دوشنبه 1388/08/25
دیروز داشتم اتاقم رو تمیز می کردم که ناگهان به این دست نوشته برخورد کردم اون موقع خیلی حالم گرفته بود....

همیشه، همه دست به دست همه می دهند، تا یک نفر رأی بیاورد؛ حالا هفته هاست، همه دست به دست هم داده اند تا "یک نفر"، رأی نیاورد!


چه "همه"ی کوچکی را سد کرده اند مقابل اراده ی ملت؛ استاد سد سازی اند دیگر!

تو جای من؛ خنده ات نمی گیرد وقتی می بینی سیل اراده ی ملت را نمی بینند؟! من، خنده ام می گیرد اما دلم می سوزد برای نخبگان سیاسی سرزمینم؛ دلم می سوزد برای سرزمین دوست داشتنی ام...

"همه" شان، حقیر است حتی حالا که پر شده از چک های میلیاردی فائزه و یاسر و مهدی و جاسبی و...

حتی امروز که این دو رکعت سیاستشان را، بی وضو، به "عالیجناب خاکستری" دیروزشان اقتداء کرده اند؛ جماعتی از لیبرال ها و سوسیالیست ها و  مشارکت و مجاهدین و کارگزاران و روحانیون و...

بگذریم...

دلم جای دیگری قرص است؛ یک قنوت دستان پینه ی بسته ی آن کشاورز روستایی، همه ی برنامه های ریخته شده در اتاق های عملیات روانی این جماعت را بهم می ریزد. گفتم که دلم، قرص جای دیگری است!

انقلاب ما، انقلاب مستضعفان و پابرهنگان است.




بدون شرح:

 

سلام...

شنبه 1388/07/25
خود زنی به شیوه ما یعنی ایرانیان

در يک نگاه ابتدايي، رفتار يک ملت مسلمان قاعدتا بايد از ملل غير مسلمان بهتر باشد، زيرا هيچ مکتبي مانند اسلام بر مسئول بودن آدمي در قبال کوچکترين عملش (مثقال ذره) تأکيد نکرده است. به همين منوال، رفتار يک ملت شيعه بايد از ملل سني مذهب بهتر باشد چرا که از «اعتقادات ضروري شيعه» عرضه شدن اعمال بر پيامبر (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام است و طبق روايات در هر دوشنبه و پنجشنبه اعمال ما بر حضرت ولي الله الاعظم امام عصر(ع) عرضه مي‌شود (روايات ذيل تفسير توبه/105).


متاسفانه مي‌بينيم ما شيعيان حتي در مسأله‌اي به اهميت نماز از اهل تسنن عقب افتاده‌ايم. هنگام اذان در شهرهاي ما تغيير محسوسي در خيابانها مشاهده نمي‌شود و حتي از برگزار نکردن مسابقات فوتبال در وقت اذان عاجز مانده‌ايم، در حالي که برادران سني عليرغم تقيد به خواندن نمازها در پنج وقت به جاي سه وقت، ليگ‌هاي خود را خارج از وقت اذان و منظم‌تر از ما برگزار مي‌کنند. مولاي ما امير المؤمنين (ع)، همرديف «تقوي» ما را به «نظم» سفارش کرده است (اوصيکم بتقوي ا... و نظم امرکم)، اما يک مشکل هميشگي ما همين بي‌نظمي بوده است.

به راستي اين همه گلايه و شکايت از تبعيض، قانون شکني، بي‌انصافي، حرمت شکني، پارتي‌بازي، بي‌توجهي يا عدم رعايت حق ديگران در اداره، مغازه، تاکسي، کلانتري، گمرک، بيمارستان و دادگاه، گله از کيست جز گله مردم از مردم؟ گله و شکايت ايراني از رفتار ايراني مربوط به دوران پس از انقلاب نيست؛ دهه‌هاست که هر کس که در رفتار ما دقيق شود، خصوصا اگر به خارج از کشور پا گذاشته باشد، بر برخي عقب ماندگيهاي رفتاري ما افسوس مي‌خورد.

البته در دنيا ملت بي‌عيب و نقص وجود نداشته و جامعه مطلوب اسلامي در جهان کنوني مصداق ندارد. برخي مباني و ويژگيهاي جوامع مدرن که تکيه بر «فرد گرايي» يکي از آنهاست در بينش اسلامي مورد قبول نيست. آن جوامع مشکلات خود را داشته و به نحو ديگري بيمارند و قطعا نمي‌توانند الگوي ما باشند. در عين حال پياده کردن امور مثبت آن جوامع در جامعه ما نه تنها منعي ندارد بلکه لازم است، همچنانکه در تعليمات اسلامي علم را ولو نزد منافق باشد بايد آموخت.(در اينجا بحث‌ها و اختلافات تئوريک مطرح است که خارج از بحث فعلي ماست).

اما يک تفاوت ميان بيماري رفتاري ما و بيماري رفتاري بسياري از ملل ديگر وجود دارد و آن اينکه آنان مشکلات پيش پا افتاده را حل کرده و موفق به ايجاد آرامش ـ ولو ظاهري ـ در جامعه شده‌اند، امري که ما چه قبل و چه بعد از انقلاب از ايجاد آن ناتوان بوده‌ايم. آنها ديگر معضلاتي به نام دعواي در صف، متلک پراني، بوق زدن براي کسي که ثانيه‌اي ديرتر حرکت مي‌کند، آشغال ريختن، تمسخر ديگران، عدم رعايت حق يکديگر، پارتي بازي، بگومگو بر سر ميزان کرايه و امثال آن نداشته و يا بسيار کمتر دارند.

ما متأسفانه در جامعه از يکديگر کم آزار فيزيکي و غير فيزيکي نمي‌بينيم. حتي مشکلات اوليه عبور و مرور را حل نکرده‌ايم. هنوز يک فرد به ويژه يک سالمند نمي‌تواند با آرامش از عرض خيابان عبور کند (بارها ديده‌ايم که سالمندان عصايشان را به سمت رانندگان حرکت مي‌دهند تا آنان را زير نگيرند). البته گاهی به همین جا هم ختم نمی شود و سن احترام لگد مال می شود یعنی دیگر کوچک وبزرگ هم معنا پیدا نمی کند.

حالا این 3 عکس را ببینید...



شعر:


پیغمبری دوباره مگر از در آمده

پیغمبری دوباره مگر از در آمده
یا سامری به چهره ی پیغمبر آمده؟!

از آسمان مسیح به امداد ما رسید
یا از میان خاک یهودا برآمده؟!

از این مسیر سبز سلیمان انقلاب
آسیه با نشانه انگشتر آمده

معلوم نیست شیفته یا تشنه از چه روست
با پای رفته بود ولی با سر آمده

بهر نجات خلق به امر خود خدا
از عرش مستقیم به این کشور آمده!

هر هفته سوره ای به جهان عرضه می کند
با این کتاب قصه قرآن سرآمده

از بین معجزات تمام پیمبران
با اژدهای شعله دم نه سر آمده

بنشسته تند و طرف کله هم نهاده ک
دیگر چه جای شبهه و شک٬ سرور آمده!

بنگر چه معنویتی آورده با خودش
تکبیر کی ز کاخ نشینان برآمده؟!

سوی نماز جمعه برای رضای حق
آمیخته به هم پسر و دختر آمده

ایران من! بشارت آزادی ات رسید
بار دگر ز باختر اسکندر آمده

در اردویی که رنگ سیادت لوای اوست
در حیرتم ز شام چرا لشکر آمده؟!

هر چند آشناست نمی دانمش چرا
با اجنبی به معرکه همسنگر آمده؟!

***

بیهوده نیست وحدت پیغمبران رنگ
حیدر به عزم قلعه خیبر درآمده

این لیلة المبیت و دم امتحان ماست
از هر قبیله توطئه را خنجر آمده

گشتند لشکر خس و خاشاک هم قسم
هیزم دوباره جمع به پشت در آمده 

***

بر تندی ام مگیر که دست خودم نبود
آهی فسرده بود که از دل برآمده

سید حسین شهرستانی
 

  


 

با بروز تشنجات سیاسی،انتظار و نگاه به حوزه‌های عملیه بویژه مراجع تقلید نسبت به گذشته کاملا تفاوت کرد و بسیاری از نظرات مراجع معظم تقلید تاثیر جالب توجهی در فضای سیاسی و اجتماعی داشت.در این بین مسئله آیت الله صانعی و موضع گیری‌ها و سخنرانی جنجالی‌اش در گرگان موضوع مستقلی شد.اگرچه بسیاری از سایتها و وبلاگ ها اصل مرجعیت وی را زیر سوال می‌برند، اما برای ارائه به سطح جامعه باید نهادهائی که شانیت و جایگاه اعلام مرجعیت را دارند - همچون جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه- وارد عرصه شوند و صلاحیت یا عدم صلاحیت وی را اعلام کنند.
من که یک طلبه مبتدی هستم چنین جایگاهی ندارم،اما کنجکاو شدم که نظریات آیت الله صانعی بویژه در زمان تصدی دادستانی کل کشور درباره مسائل حکومتی،ولایت فقیه و اجرای احکام به چه صورتی بود.مستندات جالبی پیدا کردم که بدون هیچ اظهارنظری در اینجا می‌آورم. البته یک نکته جالب‌تر آنکه ممکن است در گذر زمان اعتقادات سیاسی افراد به دلایل مختلفی تغییر پیدا کند،اما آیا با تغییر مصداق در ولایت فقیه حکم وجوب تبعیت تبدیل به حرمت هم می شود؟ و چراهای زیادی که ممکن است برای شما هم پیش آید.

 

 به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیت بزرگی است
آیت الله صانعی ضمن قرائت قسمتی از وصیتنامه حضرت امام که در آن همه مراجع، علما و مردم را به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه کرده و مسامحه در امر مسلمین را از گناهان نابخشودنی دانسته است گفت: من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد براو،رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص) رد بر الله  و موجب خروج از ولایت الله و وورد به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است واما حفظ و تقویت آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر تایید و تقویت شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمیه و فقه و قران تقویت شده است.
تایید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب.مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تایید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.

تا نبض مسلمین در دست ولی‌فقیه که جانشین از طرف امام معصوم است نباشد، این بدبختی‌ها وفشارها ادامه خواهد داشت.
دادستان کل کشور اضافه کرد:امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر(عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرت‌ها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفته‌های ایشان عمل نمائیم.
آیت الله صانعی تاکید کرد:کسی که طرفدار قانون را دوست بدارد خود عمل کننده به قانون است و کسی که قانون شکن را دوست دارد خود قانون شکن است.
آیت الله صانعی با اشاره به توطئه ابرقدرت‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی و تحمیل جنگ علیه این نظام توسط آنان و مشکلات موجود در جامعه گفت: امروز صحبت کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول الله و لی امر(عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می کنند.
وی در پایان از امت همیشه در صحنه و انقلابی‌مان خواست دربرابر قانون و مقررات و خط امام سرتسلیم فرود آورند و به نظام نق نزنند و این نظام را تضعیف ننمایند که فردا در برابر خدا و محکمه عدل الهی جوابگو خواهند بود.

در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد
آیت الله صانعی گفت: اگر تمام تاریخ اسلام را ورق بزنیم بجز پنج سال حکومت حضرت علی (ع) یک مورد حد، تعزیر، دیه و قصاص اجرا نشده است قوانین کلی را امام صادق گفته‌اند و نیز امام حسن عسگری بیش از ۲۵ سال تحت نظر و زندانی بوده و در آخر به شهادت رسیده‌اند تا یک روز مسلمانان با کمک حکومت و به وسیله قوه قضائیه بتوانند قصاص اسلامی و حدود آن را در جامعه پیاده کنند که امروز در ایران به برکات رهنمودهای ائمه اطهار و تلاش آنها ما حکم اسلامی را پیاده می کنیم.
امروز قوه قضائیه منسوب به حکومت و لایت امر(عج) است و در سراسر کشور دادگاه‌ها و دادسراهای ایران بر طبق موازین اسلامی حدود اسلامی ، قصاص و تعزیرات را اجرا می‌کنند و قاضی موظف است بر طبق قانونی که اسلام دارد و مجلس تصویب کرده و مردم پذیرفته‌اند عمل کند.
دادستان کل کشور گفت: در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد .در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد.دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می کنید برای چه ؟ مگر مجلس نیست؟مگر کمیسیون اصل نود نیست ؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوان‌عالی عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟مگر قانون اساسی نیست؟ بعد خیال می کنید افشاگری با نوشتن نامه بدون امضا جرم نیست؟معصیت نیست؟ گناه نیست؟ فردای قیامت باید جوابگو باشد.
آیت الله صانعی با اشاره به اینکه برخی در مورد دادگاه های انقلاب تحت تاثیر شایعات قرار می‌گیرند گفت: ضدانقلابیون که در زندان‌ها هستند، معمولا توبه پذیر نیستند.اینها چون مار زخم خورده‌ای هستند که به محض آزادی افعی می شود.

هنگامی که ولی‌امر حکمی داد ،مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است
آیت‌الله صانعی: ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامه‌ای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولی‌امر معمولا این کار را نمی‌کند.اما براساس اساسنامه‌ها ، آئین نامه‌ها ، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطه‌اش با مقام رهبری و ولی‌امر قطع بشود می‌شود نظام طاغوتی.
حاکمیت ولی‌امر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولی‌امر حکمی داد نه‌تنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است.مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است.مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگرام احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است.

 

*****جوابیه*****

شنبه 1388/06/07
  در پست قبلی فردی با نام امیر در قسمت نظرات نظری گذاشت که از این قرار است:

نویسنده: امیر

نماز بي ولايت!!!!

ولي ما صاحب الزمانه.بي ولاي او نمازمون معنا نداره.

شما كه سكوت نميكنيد.هركس چيز گفت بنگ ميزنيد تو قلبش(ندا آقا سلطان)

البته ندا ي بيچاره حرفي هم نزدا.ولي بنگ سينه اش روشكافتيد.

جنايت براي ادم ولايت نميگذاره برادر

البته لازم به ذکر است این نامبرده نه ادرس وب ونه ادرس میل خودش را نگذاشت که جوابش را بدهیم

وحال این جوابیه آقا امیر است...


  ********************جوابیه آقا امیر***********************

ا. آره نمازبی ولایت:شما که می خواستید آقای خاتمی یا آقای هاشمی رو جای ولایت فقیه یا همان رهبری جا بزنید اون وقت می گید ولی ما صاحب زمانه کدوم صاحب الزمان همون صاحب الزمان که دلشو خون کردید یا صاحب الزمان نفس خبیث تون
2.اولا ما کسی رو نمی زنیم - دوما اگر یه وقت هم بزنیم یارو حقشه وهیچ وقت شخص رو نمی کشیم که شما میگی: بنگ فکر می کنم اینها همان حرف سعید حجاریان است که اصلاحات خون می خواهد وما باید خون خودمان را بریزیم وندا آقا سلطان هم طعمه دیگر نقشه های کثیف شماست همین
.من حس می کنم شما با ملا نصرالدین نسبتی دارید جنایت را خودتان مرتکب می شوید و آن وقت می گویید:جنايت براي ادم ولايت نميگذاره ،برادرشما تقصیر ندارید بزرگان شما همه چیززززززززززززززززززززززززززززززززز را به شما نگفتند و حال شما سر در گمید بروید از آن ها سوال کنید وبعدا که سر به راه شدید برگردید که ما منتظریم
به امید سر به راه شدن امیر آقا یه صلوات بفرستید
یاعلی


بدون شرح:


 

دست نوشته شهید چمران:

مدعیان اسلام!
اسلام معیارهایی دارد - هرکس خود را مسلمان گفت و یا خط امامی خواند نباید بی چون و چرا مورد قبول واقع شود - عمل و پاکی و تقوی و التزام به معیارهای اسلامی و انقلابی است که مبین و مشخص افراد می باشد.
مشکل ما اینست که امروز هر کسی با هر سابقه ای و هر معیاری و هر اخلاقی ریش میگذارد و اظهار تقدس می کند و با شعارهای تند وارد معرکه می شود و دیگر هیچکس را قبول ندارد و عملش جز هرج و مرج و آشوب چیز دیگری نیست.
 

لطفا به نظرات این پست بروید و نظرات اندکی از جا مانده های انقلابک مخملی را بخوانید دلم برایشان سوخت وگفتم شاید این وبلاگ جایی باشد که این ها بتوانند عقده هایی خودشان را خالی کنیدمخملی ها نخوانند(صحبت در گوشی است): البته خرده بهشان نگیرد به اندازه کافی از مسئولینشان رکب خودند دیگر مابه آنها تیکه نندازیم بهتره- این ها جوان انند ، خام اند ، نفهمیدند ،احمق ها فکر کردند این جا گرجستان یا اکراینه بابا اینجا ایرانه خوب گوش کنید اینجا یه امام عصر داره که همه منتظرشند اینجا قرار نیست امام زمانش کسی رو تایید کنه چرا نمی خوایید بفهمید اینجا ایرانه چون امام عصر شما را تایید نکرد تقلبی امام عصر شده یا دروغ میگه امام عصره  این جا ایرانه چرا نمی خواهید بفهمید امام عصر یک نائب داره به اسم سید علی موسوی خامنه ای این اون عرب های که همین شما ها مسخرشون می کنید فهمیدند شما که مدعی فهم و کمالات بودید نفهمیدید

برادران وخواهران مخملکی برگردید ببینید مواضع امام چه بود اگه امام رو قبول ندارید اونوقت یه حساب دیگه که باید شما را منافق خطاب کرد که كلام الله منافق را دشمن دين معرفي نموده و از نابخشودگي گناهان آنان به وسيله پروردگار سخن مي گويد(سوره منافقون آیه 4-6)

برگردید که این ماه بهترین موقع برای برگشت می باشد و در توبه همیشه باز است.

خدا منتظرتون سریعتر اقدام لازم را مبذول فرمایید.

 

هرچي ميخوام برگردم توي يک فضاي ديگه و دوتا مطلب غيرسياسي بنويسم نميشه .اينجا هم که نه روزنامه ست نه فلان سايت و نه وبلاگ يک آدم مطرح . خيلي راحت و روان يک جمع بندي بي کلاس از برخي وقايع جاري مملکت می شه....            (بقیه در ادامه مطلب...)


دست نوشته های شهید چمران: خدایا!

ابراهیم را گفتی که عزیزترین فرزندش را قربانی کند، و او اسمعیل را مهیای قربان کرد....

هنگامیکه پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار.


ابراهیم آزمایش خود را داد ولی اسمعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربان شود (استحقاق قربانی شود)

زمان زیادی گذشت، تا قربانی کاملی، که عزیزترین فرزندان آدم بود، بدرجه ارزش قربانی شدن رسید و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود.

خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه بسوی قربانگاه عشق حرکت کردم.... اما تو

میخواستی که این قربانی هر چه با شکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندانم را و عزیزترین کسانم را بقربانی پذیرفتی .... و مرا در 

آتش اشتیاق گذاشتی....


بدون شرح:

-ما بی خیال آن فحاشی های که به رهبری کردید نمی شویم:

چرا اصلاح طلب نمی خواهد بفهمد

نماز بی ولایت یک حقه بازیست


ادامه مطلب
 
مجله ي آويني توبيخ شد به علت چاپ عکس مخالف شئونات اسلامي !به واسطه چاپ عکسي از يک جوان بوسنيايي درگير جنگ با پيشاني‌بند الله اکبر و عينک دودي و موهاي بلند از ارشاد گرفته بود !
عکس جوان بوسنيايي چاپ شده در مجله سوره دوره چهارم شماره هفتم :


 درمان دردهای انتخاباتی:


بدون شرح:


و رمضان هم آمد...

 

فقط بدون شرح.... همین

یکشنبه 1388/05/11

دیگر نیاز به هیچ گفتمانی نیست ،اصلاح طلبان خودشان راضایع می کنند...

صبح یکشنبه11 مردادماه میدان ولایت(هلال احمر)بابل

ساعت:11:21 دقیقه

خدایا خیر نبینند!!

مثل روز های قبل برای گرفتن روزنامه به یکی از دکه های روزنامه فروشی شهر رفتم و از قضا  بدلیل هجمه کاری که در میدان ولایت  داشتم مجبور شدم به یکی از این دکه های نزدیک میدان بروم  در حال خواندن تیتر روزنامه ایران بودم که ناگهان پیرمردی با صدایی که مشخص بود در آن صدا سختی های فراوانی نهفته شده است به من گفت: پسرم  چه نوشته .گفتم:در مورد دادگاه  اغتشاشات اخیر.
ناگهان لحظاتی بعد متوجه شدم آن پیر مرد در حال گریه کردن است و اشک همچون جوی روانی از چشمانش سرازیر است وبا صدای لرزان گفت :این نامرد ها چه بلایی که سر مان نیاوردند  پسرم را خانه نشین کردند به چه دلیل به دلایلی هیچ و پوچ        پرسیدم: چرا پدر              گفت: پسرم منشی یکی از سران دولت هشتم بود و در اواخر این دولت متوجه رانت خوری بعضی از این آقا زاده ها
((البته بعد از مناظرات انتخاباتی آقازاده ها  مشخص شدند!!)) شد ومی خواست این را اعلان عمومی کند که ناگهان:
اول خواستند تهمت بی جا به او بزنند ولی خدا خود شاهد بود  و نتوانستند
دوم به هر ترتیب شد او را از کار بی کار کردند
و در آخر با ماشین او را زیر گرفتند که خدا برای هیچ خانواده ای نیاورد که فرزندشان زمین گیر شود وفرزندم از گردن به پایین فلج شد
تا اینکه احمدی نژاد آمد و من توانستم کمی از این انتقامات خود را ازاین پست هاو پلیدان روزگار بگیرم.
دیدم که بدجوری گرفته است وناگهان با حالتی بغض آلود فریاد می زد: خدایا خیرنبینند...خدایا خیر نبینند!!




به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام
آقای ابطحی تازه فهمیدی.....

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاح‌طلب مي‌دانم؛ لذا مي‌گويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدي‌نژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردم‌سالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم.

ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيمايي‌هاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راه‌پيمايي‌ها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نمي‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم.

وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوب‌ها خيلي‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كرديم ما مي‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم.
عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد مي‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستیم. اين درحالي است كه اين آشوب‌ها دلبستگي‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي مي‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد مي‌كرد، بنده مي‌گويم كه هيچكس نمي‌تواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.

ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي‌نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي‌گرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل مي‌شد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نمي‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند.

وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده مي‌كنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام.

 

وقتی خبر شهادت "مروه الشربینی" دختر مسلمان مصری که به دست یک آلمانی، که با تهمت به تروریست بودن و به جرم مسلمان و محجبه بودن به شهادت رسیده بود را خواندم، شباهتی دیدم بین آنچه اتفاق افتاده، با گفتار و رفتار سیاسی یکی از کاندیداهای ناکام انتخابات دهم ریاست جمهوری، کسی که شعار می‌داد: "ادب مرد به ز دولت اوست"! اما فقط تهمت زد و ناسزا گفت و قانون را به سخره گرفت؛ مردی که می‌گفت برای بازگشت به قانون و قانون‌گرایی آمده است!

دنیای غریبی است؛
در آن‌سوی مرزهای ایران و در اروپای مدرن! زن مسلمان محجبه‌ی دانشجوی دکتری مهندسی ژنتیک، می‌شود تروریست و حجاب از سرش بر می‌دارند و عاقبت با 18 ضربه‌ی چاقوی متمدنین! در دادگاهی که به آن به دادخواهی! مراجعه کرده بود! به شهادت می‌رسد و در این سوی مرزها، خدمت‌گذاران و خادمان ملت و مملکت، بی‌هیچ سند و مدرک و شاهدی می‌شوند، دیکتاتور و تروریست و دروغگو و خیال‌پرداز!؟!؟

شباهت عجیبی نیست!
آبشخور هر دو تفکر را به راحتی می‌توان شناخت!

فقط کافیست کمی آنها را بشناسیم.


بدون شرح:


آبروی همه مسلمانان،اشک ما را چرا درآوردی!؟

                                                                                        شعر: جواد محمد زمانی

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسيار                                
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

***

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

***

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

***

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

***

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

***

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد

***

جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!

***

جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...

رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!


 

من وقتي اين شعارهاي «ما هستيم» را بر روي در و ديوار شهر مي‌بينم ياد قضيه خودم و یکی از دوستان اصلاحاتیم مي‌افتم. دو سه ماه پيش بود كه دوستم در وبلاگش مطلبي نوشت با عنوان ((ما  بی شماریم))  كنايه از اينكه خودش و دوستانش براي شكست دادن احمدي‌نژاد بي‌شمارند!

من هم بعد از خواندن مطلب او ، يادداشتي نوشتم با عنوان((ماهم بی شمار یم ))

بعد از گذشت يكي دو روز، دوستم ايميلي برايم فرستاد با اين عنوان كه «اشكالي ندارد، شما هم بي‌شمار باش!» راستش را بخواهيد با ديدن اين جمله كلي خنديدم. خداييش جواب بامزه‌اي داده بود. البته دوستم در همان ايميل قول داده بود كه اين بحث را با هم ادامه بدهيم كه نمي‌دانم چرا بعدا پشيمان شد! شايد باور كرده كه «ما واقعا بي‌شماريم.» و یا شاید باور کرده بود دوستان این نظام از شال سبزی ها بیشتر هستند،شاید...

بگذريم. چند مدت از آن قضیه گذشت وبالاخره  در یک مسیری که هر روز از آن عبور می کردم ديدم كه بر روي ديوار سفید رنگ آنجا نوشته‌اند «ما هستيم» همان لحظه ياد جمله دوستم افتادم. به سرم زد بروم و در كنار آن جمله بنويسم «اشكالي ندارد، شما هم باشيد!» بعدش ترسيدم. گفتم الان يكي از راه مي‌رسد و با خودش فكر مي‌كند كه آن «ما هستيم» را هم من نوشته‌ام. بي‌خيال شدم ولي مي خواهم همين جا به آنها بگويم «اشكالي ندارد شما هم باشيد!»

شما هم باشید ولی نه با ضرب و شتم دیگران ... نه با اغتشاش در کل کشور... نه با زدن زینت ملت....

نه با زیر پا گذاشتن مقدسات مردم.... نه با خسارت به اموال عمومی

                          نه با.....................................................و هزاران نقص دیگر



بدون شرح!؟        تصاویر اغتشاشات و در گیری ها در تهران
 

_آیااین هست آرامش!؟

يک فرزند ملت ( پليس انتظامي) در حال کتک خوردن در يک راهپيمايي آرام!!
























بقیه عکس ها در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
 

سلام: تبریک عرض میکنم به تمامی مردمان ایران زمین که این سناریو بزرگ را آفریدند.و تبریک خاص به همه آنهایی که دکتر را برگزیدند. وحال باید گفت :که ما دوباره توانستیم و باید بفهمیم که ما ایرانیان میتوانیم

می‌خواهم به حوالی سال‌های شصت و پنج بازگردم وقتی حسینعلی منتظری در اقدامی نه چندان ساده‌لوحانه در مقابل همه‌ی نظام جبهه‌ی دفاع از مهدی هاشمی معدوم را گرفت .البته این مطلب را در کتاب خاطرات سیاسی آیت الله ری شهری خواندم که حسین آقای منصف به بابا هدیه داده بود. قصه از نامه‌ای بزرگوارانه (!) به وزیر اطلاعات و جزئی سفارش مهدی هاشمی شروع شد سفارش که کارساز نشد انتقاد به عملکرد و ادعای عدم مساوات در تصمیمات وزیر وقت اطلاعات آقای ری شهری در دستور کار قرار گرفت بعد از آن توجیه ! توجیه رفتارهای خارج از هنجار مهدی هاشمی با انتساب آن به فتاوی و حرف‌هایی که مثلا رایحه‌ی صدور انقلاب و … داشت کمی که گذشت ایشان در نامه‌ای نسبت به روند کلی اداره‌ی اطلاعات با تشبیه به اجرائیات ساواک اعتراض کرد ولی این را هم گفت که البته در اداره‌ی اطلاعات آدم خوب هم پیدا می‌شود … بعدتر ماهیت اداره‌ی اطلاعات را زیر سوال برد و گفت عملا دخالت در امور مردم باطل و حرام است و مبنای اداره‌ی اطلاعات نامشروع است کم کم در نامه‌ها باب خاطرنشانی موقعیت و نقش خود را در انقلاب و پس از آن باز کرد و خلاصه سعی کرد برای خود حسابی قائل شود پا فراتر گذاشت و امام را شخصی فریب خورده و تحت تاثیر اطلاعات غلط خطاب کرد ، از قطع دوستی‌ها و سکوت امام گله کرد و … بعد از انتساب رهبری هم از زیر سوال بردن اجتهاد و آگاهی رهبری شروع کرد و در نهایت ، کار به زیر سوال بردن مشروعیت نظام انجامید … تعبیر زیبایی است ! می‌فرمودند : خداوند بندگانش را نه فقط به دشواری‌ها ، که گاهی به نعمات هم مبتلا می‌کند . چه بسیار علمایی که تا وقت مبارزه و دشواری شد میدان خالی کردند و فراموششان شد که همه‌ی احترامات و در حد پادشاهان بزرگ شمردن‌های مردم بر این انتظار است که عالم دینی روزی برای عدالت و دادخواهی دین خدا قیام کند . و چه بسیار هم افرادی که در روزهای دشواری ، انقلاب را همراهی کردند ؛ اما در نعمت الهی به خود غره شدند و راه کج کردند . اینان همان طلحات و زبیرها را می‌مانند که خود برای آمدن علی علیه‌السلام تلاش‌ها کردند ، اما در خلافت امیرالمومنین ، نور و حرارت مولا را برنتافتند و انتظارشان رفت که حق برای آن‌ها تغییر کند ! اما … همه انحراف حسینعلی منتظری از علنی شدن اعتراضات او شروع شد از آنجا که تواضع نکرد محضر مولایش حضرت امام زانو بزند و راه درست را از او طلب کند شاید فکر می‌کرد دیگر کسی شده ؛ قائم مقام رهبری بودن که کم نیست ! شاید تصور کرد ولایت برای او و مستضعفان فرق می‌کند و شاید او می‌تواند زیاده بخواهد شاید این‌طور پنداشت که تقریر مولایش از سر بی‌اطلاعی و نادانیست !! شاید استنباطش این بود که مولا خطاهایش را نمی‌بیند و برای او شب‌ها اشک نمی‌ریزد و از خداوند برایش نمی‌خواهد که فرصتش به مهلت قلب نشود ! شاید هم سفیدی مویش را به حساب سفیدی دل گذاشت و فکر کرد هرکس موی سفید است الزما روی سفید و تو سفید هم هست شاید این شعر فراموشش شده بود  “چون پیر شدی حرص جوان می‌گردد                                   خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد”        به هر حال طعم ...داستان قائم مقامی ، کام هر انقلابی  بی‌اندازه تلخ می‌کند خواستم کمی از در بگویم ، شاید گوش سنگین دیوار بشنود …


بدون شرح:

1.


2.  

3.             و آینده از آن حزب الله است     (شهید مرتضی آوینی)

 

باعرض سلام وعذر خواهی به دیل مشکلات فراوان دیگر دیرتر از همیشه توانستم آپ شوم در ضمن:

شهادت مظلومانه ام ابیها حضرت زهرا (س) وکشته شدن چهل شیعه واقعی در زاهدان را به امام زمان (عج) تسلیت عرض میکنم.

حالا برویم سر اصل مطلب....                                     


آقای ضرغامی تحویل بگیرید...                                                 

 

توهین بی سابقه شبکه تله تکست صدا و سیما به دکتر احمدی نژاد

 

شبکه تله تکست صدا و سیما در حرکتی گستاخانه و هتاکانه

به شخصیت دکتر احمدی نژاد

 رئیس جمهور اسلامی ایران توهین کرد.

 

 در این صفحه از تله تکست مطلبی تحت عنوان ((ما یه زمانی پلنگ بودیم ))

درج شده است که علنا‌ْ به شخص ریس جمهور اسلامی ایران توهین میشود

متن صفحه که یک لطیفه است به شرح زیر میباشد:

دو تا گربه غذا پیدا می کنن ٬ تا میان غذا رو بخورن ٬ یه گربه لاغر و مردنی میاد و بهشون

میگه :غذاتون رو میدید به من یا اینکه ...

گربه ها می خندن و میگن: برو بابا تو رو فوت میکنیم بچسبی به دیوار .

گربه لاغره هم می پره و  گربه ها رو با غذاشون یه لقمه چرب میکنه

گربه ای که شاهد ماجرا بود با ترس و لرز از گربه لاغره میپرسه :

تو چطوری این کارو کردی؟

گربه لاغره میگه :

 پدر احمدی نژاد بسوزه نا سلامتی ما یه زمانی پلنگ بودیم



بدون شرح!

گاهی به زبان لنز،لکنت باشد       وقتی که دیالوگی ز عادت باشد

ننگ ابدی برجمله ی اهل هنر         بر مستندی که بی صداقت باشد

بازیگر زن بابلی در فیلم انتخاباتی میرحسین

در حالی که سازنده فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی ادعاکرده که در ساخت این فیلم از تصاویر و فیلم های موجود استفاده شده و هیچ گونه دخل و تصرفی در تصاویر رخ نداده است جهان به بخشی از شگرد تبلیغاتی به کار گرفته شده در فیلم میرحسین موسوی پی برد.

فیلم انتخاباتی مهندس موسوی که توسط مجید مجیدی کارگردان معروف سینما ساخته شده است طبق اعلام قبلی قرار بود که آئینه ای از واقعیات موجود در جامعه و اتفاقات همراه با میرحسین موسوی باشد اما در یکی از صحنه های این فیلم زنی که سعی داشت خود را به خودروی حامل میرحسین برساند در نهایت با ورود به جمع میرحسین و نزدیکانش با گریه و زاری از وضعیت مواد مخدر و اعتیاد گلایه کرده و دست به دامان مهندس موسوی برای حل این مشکلات شد. گریه های این زن و نوع بیان مشکلات و مصائب فرزندش از احساسی ترین لحظات این فیلم انتخاباتی بود.

طبق بررسی های به عمل آمده مشخص شد که این زن نه یک شهروند درد کشیده که یکی از بازیگران صدا و سیمای مازندران بوده است که با هماهگی قبلی و با سناریویی از پیش تعیین شده به اجرای برنامه خود پرداخته و نقش عمده ای را در واقعی جلوه دادن فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی ایفا کرده است.


یه بدون شرح دیگه ازنوع مازیار بیژنی:

 
"احمدی نژاد؛ داوود در ميان خشم جالوت دنيا"

"پرفروشترین کتاب مالزی"

"David di Tengah Angkara Goliath Dunia"

این كتاب توسط پنج تن از طلاب مالزيايي تحصيل كرده در حوزه علميه قم به نام‌هاي محسن لبيب، ابراهيم محرم، موسي كاظم و الفيان حمزه نوشته و توسط انتتشارات ميزان به زيور طبع آراسته شده است. در مقدمه اين كتاب روزيانا سيلالاحي، سردبير شبكه خصوصي S.C.TV اندونزي كه در سفر آقاي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران به اندونزي مجال مصاحبه اختصاصي با ايشان را يافت، به نقل خاطرات خود پرداخته و احمدي‌نژاد را رهبري متواضع با تيپ و قيافه‌ شرقي، سخت‌كوش، آرمان‌گرا و ساده‌زيست توصيف مي‌كند. وي مصاحبه را عامل شكل‌گيري دوستي ويژه با ايشان مي‌داند و اشاره مي‌كند هديه‌اي از نماينده ايشان به‌رسم يادبود دريافت كرده است. در بخشي از اين كتاب به سوابق آقاي احمدي‌نژاد اشاره شده و از ايشان به‌عنوان دانشجوي انقلابي در رژيم شاه، رزمنده دوران دفاع مقدس، استاندار اردبيل، شهردار تهران و در نهايت به‌عنوان رئيس‌جمهور منتخب مردم ياد مي‌شود. متن كامل نامه آقاي احمدي‌نژاد به جورج بوش، مصاحبه ايشان با مجله اشپيگل و نامه به مردم آمريكا از فصل‌هاي آخر اين كتاب است.

تاريخ از ياد نمي‌برد كه دانشجويان اندونزي در هنگام سخنراني‌هاي احمدي‌نژاد در دانشگاه اندونزي و دانشگاه شريف هدايت‌الله چگونه از مواضع او حمايت مي‌كردند و رهبران جامعه خود را به الگوبرداري از محمود احمدي‌نژاد فرا مي‌خواندند.


بدون شرح!:

اینم از هوادران موسوی

اینها برای چه اورا می خواهند؟؟؟؟؟

آیا واقعا شهر خالیست از عشاق


1-ظريفي ميگفت : كانديدا هاي شاخص انتخابات دهم عبارتند از :

1-مير حسين موسوي هاشمي پناه

2-شيخ مهدي كروبي هاشمي نسب

3-محسن رضايي هاشمي پرست

4-محمود احمدي نژاد


-عکسی از چگونگی احوال میرحسینی ها ، در گذر ایام تا انتخابات یا همان خشم جالوتهای ایرانی :

- دوستی هم می گفت : کسانیکه نمی دانند 270 میلیارد دلار چه شده است ، سوالشان کاملا منطقی است ، چون در این 3 سه سال ، هیچ پولی به حسابشان واریز نشده و برایشان این سوال پیش آمده که پول نفت کجا خرج می شود ؟! استدلال منطقی ای بود ، نه !؟


ادامه مطلب
 

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا ...

 

اين دست نوشته قسمت کوتاهي از دلايل من براي راي ندادن به دکتر محمود احمدي نژاد است:

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا او نمي داند که رياست يعني اينکه در دفتر کارت بنشيني و فقط دستور بدهي و يا اگر خواستي لطف کني گاهي در يک همايش سخنراني کني.

 

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا او نمي داند که اگر مي خواهي همواره در قدرت باشي بايد هواي چند نفري را داشته باشي.

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا او نمي داند که مردم فقير و محروم نمي توانند براي او کاري کنند و نبايد روي آنها سرمايه گذاري کرد

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا او نمي داند که عصر ولايت و ولايت مداري و انقلاب و شهدا و امام حسين و... گذشته و الان فقط بايد به آزادي فکر کرد.

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا او نمي داند که بوسيدن دست رهبر، يا پدران شهيد ديگر دموده شده و حالا بايد دست فلان خاننده يا فلان ... را بوسيد.

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا ديگر از اينکه بشنويم بجاي سفر (تور سياحتي تفريحي سياسي)به اروپا و آمريکا به روستا هاي دور افتاده  سفر کرده خسته شديم.

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا نمي توانيم بشنويم که رئيس جمهورمان کاخ هاي تهران!!!؟؟؟ را رها کرده و سر فقير ترين سفره ها نشسته و با محروم ترين مردم هم سفره و هم کلام شده است.

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا تحمل اينکه بشنوم احمدي نژاد 21 ساعت در شبانه روز کار مي کند را نداريم.

به احمدي نژاد راي نمي دهم زيرا او آبروي هر چه رئيس جمهور هست را برده.

آري به او راي نمي دهم فقط به جرم اينکه گفت مي خواهم ريشه فساد را بکنم.

فقط به اين جرم که مي خواست مفسدان اقتصادي را معرفي کند.

آيا مجرم تر از او مي شناسيد...؟؟؟؟

بله آقاي احمدي نژاد شما مقصريد شما مجرميد وبايد در دادگاه افکار عمومي محاکمه بشويد و اين مردمند که حکم شما را صادر مي کنند.

ولي من حکم شما را تمديد زندانتان به مدت 4 سال مي دانم که دنيا براي مومن زنداني بيش نيست

و بدانيد که قران فرموده که:

 

و ان تنصروا الله ينصر کم و يثبت اقدامکم

 

این نوشته ها طنزی بیش نیست شما خودتون رو ناراحت نکنید چون ما همیشه این شعر در  ورد  زبانمان بوده:

 

ما دیر زمانیست ستادی هستیم

                                                  در راه خدا مرد جهادی هستیم

از دشمن و دوستگر ملال آید باز

                                                  ما مردم احمدی نژادی هستیم

 

البته لازم بذکر است ما سوم تیر84  اگه  خدا ریا رو قبول کنه جزوء اعضا ستاد دانشجویی دکتر بودیم واگر خدا بخواهد امسال هم در عرصه نبرد خواهیم بود.


 

بدون شرح:

مقام معظم رهبری:

من نگراني ام از اين نيست كه حرفي زده شود، از كسي انتقاد شود. نگراني من از رايج شدن اخلاق بي انصافي در جامعه است . خدمات فراواني انجام مي گيرد، انسان همه را كنار بگذارد، به نقطه اي بچسبد، اين درست نيست. اين را به همه عرض مي كنم . همه مراقب باشنديكديگر را تخريب  نكنند. اين فضاي تخريب ، فضاي خوبي نيست. مردم هم خوششان نمي آيد . جامعه ملتهب نه تنها بستر مناسبي براي فعاليت نخبگان واحزاب سياسي نيست بلكه التهاب هاي متعدد و مكرر در دراز مدت بي حسي اجتماعي را به دنبال مي آورد كه نسبت به موارد بحران واقعي نيز واكنش مناسبي از خود نشان نميدهد  

محمدرسول ظهیری

یاحق

 

این، یک ادعا نیست و روز 22 خرداد 1388 ثابت خواهد شد ؛ اما دلایل این ادعا:

1- سنت ریاست جمهوری در ایران، همواره بر این بوده است که روسای جمهور، دو دوره 4 ساله را تجربه کنند و دلیلی که بتواند این سنت را در این دوره، بر هم بزند، وجود ندارد.

2- هر چند مردم درگیر مشکلات اقتصادی و معیشتی متعدد هستند اما انصاف را نیز پاس می دارند و به یاد می آورند که این مشکلات، در سه سال گذشته پدید نیامده بلکه همواره وجود داشته است.

به عنوان مثال، جهش قیمت مسکن که در ماههای گذشته شاهدش بودیم، بارها و بارها در زمان ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی هم تکرار شد.

همچنین مردم ما در کنار نقدهایی که به دولت دارند، در سرای عقل و انصاف خویش نیک می دانند که دولت نهم، "دولت کارهای بزرگ" است، کارهایی که پیامدهای مثبت آن در سالهای بعد مشخص خواهد شد.


از جمله می توان به طرح سهمیه بندی بنزین اشاره کرد. این طرح، موجد نارضایتی های متعددی در جامعه شد و ناسزاهای آن نیز نصیب دولت نهم گردید ولی اگر به تاریخچه آن بنگریم درخواهیم یافت که از سالها پیش و در زمان دولت های قبلی قرار بود چنین طرحی اجرا شود ولی دولتمردان قبلی به خاطر هزینه های سیاسی، آن را اجرا نمی کردند تا کشور همچنان در باتلاق بنزین بیشتر و بیشتر فرو رود.

دولت نهم نیز نیز می توانست همانند آنها باشد و بودجه کشور را در آتش بنزین بسوزاند تا رای دهندگان راضی باشند اما چنین نکرد.


حذف تدریجی یارانه ها نیز طرحی است که دولت های پیشین فقط شعارش را می دادند و برغم آنکه می دانستند رشد اقتصادی کشور در زنجیر یارانه ها گرفتار است، هرگز گامی در این راستا پیش نمی نهادند اما دولت نهم به عنوان کاری ماندگار در تاریخ کشور، این موضوع را در قالب طرح تحول اقتصادی اجرایی کرد.

3- دولت نهم، سیاست خارجی کشورمان را از حالت انفعالی خارج کرد. تا پیش از این، جایگاه ایران در نظام بین المللی، پاسخگویی به اتهامات دیگران بود ولی اینک با راهبرد سیاست تهاجمی، این، دیپلماسی ایران است که سوال می کند، مبتکرانه عمل می کند و دیگران را به واکنش وامی دارد.

البته شاید گفته شود که در این سه سال، سه قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت تصویب شده است و این را نشانه ضعف سیاست خارجی بنامند ؛ ولی واقعیت این است که این قطعنامه ها در واقع همان انفعالی است که با سیاست خارجی تهاجمی، گریبانگیر دشمنان ما شده و آنها را به واکنش واداشته است.

یادمان باشد تا قطاری حرکت نکند، سنگی نیز به آن زده نمی شود. این قطعنامه ها، همان سنگ هایی هستند که بر قطار به حرکت درآمده ملت ایران زده می شود ولی در نهایت روسیاهی، نصیب زمستان خواهد بود.

ملت، همه اینها را نیک می داند و قطعا در روز انتخابات، پاسخ این حرکت رو به جلو را با رای مجدد به احمدی نژاد خواهد داد.

4- هر چند بخشی از متمکنان جامعه و مدعیان روشنفکری از احمدی نژاد و گفتمان عدالتخواهانه او شکایت دارند و برای شکست احمدی نژاد، روزشماری می کنند، اما واقعیت این است که بدنه جامعه، برغم تمام مضیقه های اقتصادی ، با احمدی نژاد همراه است و این همراهی، هر چه به سمت بخش های محروم تر جامعه پیش می رویم، بیشتر و محکم تر می شود زیرا محرومان جامعه به خوبی دریافته اند که دولت نهم، دولت آنهاست نه دولت تازه به دوران رسیده هایی که به چیزی جز چپاول ثروت های عمومی نمی اندیشه اند.
اینک حتی در دورافتاده ترین دوستانه های کشور، نسیم خدمت رسانی وزیدن گرفته است و مردم نیز ثابت کرده اند که بسیار قدرشناس اند.

جالب اینجاست که مخالفان دولت نهم با علم به این موضوع، از هم اکنون در صدد کم ارج جلوه دادن آرای محرومان و روستاییان کشور هستند و این در حالی است که وقتی سید محمد خاتمی با آرای میلیونی همین محرومان به قدرت رسید، سخن از دموکراسی بود و ارزشمندی آرای آحاد مردم ؛ ولی گویا یک بام و دو هوا، به مذاق مدعیان اصلاح طلبی خوش آمده است.

5- کابینه نهم، پاک دست ترین دولت بعد از ارتحال امام راحل (ره) است. این واقعیتی است که مقام معظم رهبری نیز بارها بدان تصریح داشته اند.

مردم خوب می دانند که اگر احمدی نژاد در سیاست هایش مشکلی هم دارد ولی دست کج و غارتگر نیست و کیسه ای برای خود و اطرافیانش ندوخته است و این سلامت مالی و نفسانی، آن هم پس از سالها لیبرالیسم مریض اقتصادی در کشور، گنجی است که از دیدگان ملت او دور نمانده است.

6- بخش بزرگی از علما و مراجع معظم تقلید که بر میلیون ها ایرانی مسلمان تاثیر کلام دارند، روشن ترین و آشکارترین حمایت های خود را معطوف احمدی نژاد کرده اند و این، سرمایه ای است که کمتر نصیب یک رییس دولت می شود و البته نتایج آن را در انتخابات آینده که مومنان به پای صندوت های رای می روند خواهیم دید.

7- دولت نهم کارهای بزرگی را آغاز کرده است که خود ، بهتر از هر دولت و گروه دیگری می تواند آنها را به سرانجام برساند ؛ از جمله طرح بزرگ تحول اقتصادی و نیز تنش زدایی عزتمدارانه در عرصه روابط خارجی .


      


بی گمان ، این نکته را مردم در انتخابات بعدی مد نظر خواهند داشت.                         

و جالبترین موضوع اینجاست که هیچکدام از رئیس جمهور های قبلی چنین آماری را از خود به جای نگذاشتند

در طول 44 ماه ریاست جمهوری آقای دکتر محمود احمدی نژاد:

-52  سفر استانی

- سفر به 500 شهر

- بیش از 16 ساعت کار در شبانه روز

-950 سخنرانی

- 56 سفر خارجی به 32 کشور جهان

-11 مصاحبه زنده

این خود نمایانگر همه چیز است و انصافا باید دستمریزاد به این خدمتگزار ملت گفت.

**ایول ایوله ایول           حاج محمود یله ایول**


بدون شرح:


 

هجوم چپ و راست
- خدایا روزگاری آمد که مسیحیان کتائبی از جلو به ما حمله ور شده و مارا می کشتند و خانه های ما را زیر بمبارانها به آتش می کشیدند، و احزاب و منظمات افراطی چپ نیز از پشت بما خنجر می زدند، روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای چپ و راست بما فحش می دادند و ما را متهم به خیانت می کردند، همه راهها مسدود شده بود، خدایا ترا شکر میکنم که راه پرافتخار شهادت را در جلوی ما گشودی، که با ایمان بتو و اطمینان خاطر، در راه حق، قدم برداریم و با تکیه به شهادت همه دشمنان را خلع سلاح کنیم.